|
|
![]() |
|||
|
از وقتی آمده ام خانه، لخت ولو شده ام روی مبل و در میال قبولی کنکور مهدی و گرم شدن ماکارونی روی گاز و کیف کردن از گرفتن سیم کارت جدید قَلت (غلت؟ / قلط؟) می زنم توی لخت گانگی چند گانه ام با گردنبندی که یکساله به من داده است! کارونی می خورم، جای شما خالی! یک کم تند است! تازه ماست هم می خورم، دلتان بسوزد! و نمک می زنم به غذا و سِیر می کنم زیر باد خنک کولر، لخت! چه جالب! تازه ماکارونی ام لوبیا سبز هم دارد! آخر ماکارونی کدامتان لوبیا سبز و فلفل سبز و گوشت دارد اما نمک ندارد؟! دلتان بسوزد! مال من اینطوری است!! می دانم الان دهن همه تان آب افتاده واسه ی یک لقمه! اما من که نمی دهم! دلتان بسوزد و قلت (غلت؟ / قلط؟) می زنم در لخت گانگی چندگانه! باید امشب پیر C++ را در بیاورم که این ترم قرار است پیرم را در بیاورد! لختِ لخت ماست می خورم. در شیشه ی رفلکس خودم را می بینم لخت، و فکر می کنم به آنهایی که شاید من را از آن طرف آن می بینند لخت، و خنده ام می گیرد. همین است دیگر، خیلی هم دلشان بخواهد! و باز نمک می پاشم روی ماکارونی ام. می دانم دلتان هوس ماکارونی کرده، دست خودم که نیست، اگر هم دست خودم بود باز هم بِهِتان نمی دادم! ماکارونی خودم است! به هیچ کس هم مربوط نیست! تند تند ته بشقاب را لیس می زنم و لخت شدگی ام را جمع می کنم، مبادا کسی ببیند!
چندگانگی تمام!!
21 May 2007 | 20:0 | خط خطی شده ی رها |
والّا!
پ.و: دلم امروز ضعف کرد برای خنده هایت وقتی که تازه از خواب بیدار شده ای ... خیلی وقته نشنیدمشون نه؟! 20 May 2007 | 22:26 | خط خطی شده ی رها |
18 ماه و اندی می گذره اما ما امروز یکساله می شیم! در غم هام شریک و در شادی هات شریک. و عشق با این نگاه جدید که مخصوص توست ... یکسال از آغاز هم آغوشی ما می گذره ... امیرِ من ... منِِ امیر ...
15 May 2007 | 0:0 | خط خطی شده ی رها |
یادم نمی رود که شصت سال پیش به دنیا آمدی و به نظرم هم بد نیست که آدم همیشه شصت ساله باشد!! اما امسال شصت سالگی ات وقتی بود که من پیر تر از این حرفها بودم که تبریک (طبق عرف) بگویم! آنقدر پبر که راه خانه گم کرده بودم! آنقدر پیر که توان خنده نداشتم! آندر پیر که خواب با چشمانم نبود و غذا با تنم! شاید با امروز، سه روز تاخیر کرده ام در گفتنش اما تاخیر در خونمان رسوخ کرده است!! (دارم توجیه می کنم می دانم!). اما هنوز دیر نشده، نه؟ هدیه ات در کوله بار خدانگهداری از پایگاه عاطفه ام مانده هنوز در جستجوی دستان تو! کی ببینمت و کجا؟!
6 May 2007 | 23:49 | خط خطی شده ی رها |
پ.و: تولد دوسالگی وبلاگمه! دلتون بسوزه!! (۳۱ فروردین دوسال پیش من از سایتم به وبلاگم اومدم) 28 Apr 2007 | 0:21 | خط خطی شده ی رها |
|
هنگامي كه مهربانانه به زمين نزول كردي و بوسه بر پيشاني ام زدي و از آغوشت بر زمين نهادي ام، قول دادي كه دردهايم را نخواهم فهميد، دردهايم را هيچ كسي نخواهد فهميد. اهل جهنم نمي فهمند و اهل بهشت نمي فهمند، خدا پرست نمي فهمد و شيطان پرست نمي فهمد.
وفا كردي كه جهنمي نيستم و قول ندادي كه بهشتي ام! و وفا كردي كه رهنمونم باشي از آسمان مقدسم كردي همانند خودت و شيطاني ام كردي مثل انسان شدم پيامبر راستگوي، هرزه گوي دروغگو، خيالباف بي پيام و پيام آور روشنايي از دروازه جهنم. و گفتي نهراسم از آنكه به من مي بندند چهره هاي حيواني و نه هراسم از اينكه مي بندند نماد هاي تحقير و غرور نكنم اگر بستند به من نماد هاي عظمت هيچ كسي در نمي يابد كه آنچه من هستم چيست. و من نه ستاره ي پنج پر ام و نه عدد حيوان و نه سر ديو و نه صليب بر عكس و شكسته و نه خيال ديگران سلام من رها هستم؛ شیطان مقدس 4/21/2009 - 5/21/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 1/20/2009 - 2/18/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 6/21/2008 - 7/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 10/23/2007 - 11/21/2007 9/23/2007 - 10/22/2007 8/23/2007 - 9/22/2007 7/23/2007 - 8/22/2007 6/22/2007 - 7/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 3/21/2007 - 4/20/2007 2/20/2007 - 3/20/2007 1/21/2007 - 2/19/2007 12/22/2006 - 1/20/2007 11/22/2006 - 12/21/2006 10/23/2006 - 11/21/2006 9/23/2006 - 10/22/2006 8/23/2006 - 9/22/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 6/22/2006 - 7/22/2006 5/22/2006 - 6/21/2006 4/21/2006 - 5/21/2006 3/21/2006 - 4/20/2006 2/20/2006 - 3/20/2006 1/21/2006 - 2/19/2006 |
|||