تبليغاتX
ACROMANIA
 

 

   
 
 

 

 

 

خانواده

مادر طلب دارد همه کارهایم را ول کنم، همه تفریحاتم را ول کنم، همه اطرافیانم را ترک کنم، همه پول هایم را پس انداز کنم و دربست در خانه لنگر بیندازم تا کارهای او با کمک من تمام و کمال پیش رود، تفریحات او در کنار من با لذت بیشتری باشد، مبادا دچار دوستان نا باب شوم، مبادا پول هایم را در راه خلافی صرف کنم!

پدرم سر پرداخت شهریه دانشگاه که می رسد، انتظار دارد حداقل نیمی از شهریه را خودم پرداخت کنم گرچه از قبل پرداخت هزینه های دانشگاه من را تقبل کرده و با آنکه می داند اگر تمام حقوق هایم را روی هم بگذارم و حتی یک ریال هم خرج نکنم، بیش از 60% هزینه های شهریه ام نمی شود!

برادرم طلب دارد 100% زمان روزم را در اختیار ایشان در خانه بنشینم، از خانه بیرون نروم، دستشویی هم نروم (!) تا به درس ریاضی ایشان و مشکلاتشان برسم! و تازه زمانی که برنامه هایم را نیمه رها می کنم تا به فیض بزرگِ کمک به ایشان نایل شوم، طلبکارانه مورد بازخواست قرار می گیرم که چرا دیر آمدی؟ چرا این وقت روز آمدی؟ تا حالا کجا بودی؟ مگر نمی دانی من به غیر از درس به تفریح هم احتیاج دارم چرا الان آمدی که من به تفریحم نرسم؟ تو چرا من را درک نمی کنی؟! من همه اش از تو یک کار خواستم، چرا به من نمی رسی؟

 

دوستان

طلب دارند وقتی ساعت 8 شب من را به میهمانی تولدشان دعوت می کنند، ساعت 9 در جمعشان حاضر باشم آنهم با یک کادوی خوب، یک لباس مرتب، چهره آرایش کرده و ...! توقع دارند مهمانی خود را در زمان و روزی که با زمان آزاد آنها هماهنگ است تنظیم کنم، حتی اگر مهمانی سال تحویل باشد! انتظار دارند همه برنامه های خود را تعطیل کنم تا به کمک آنها بشتابم و یا کارهای آنها را انجام دهم! طلب دارند برنامه هایم را درست طبق نظر آنها تنظیم کنم. توقع دارند چیزی را که دوست دارند، بنویسم و یا چیزی را که نمی پسندند حذف کنم! طلب دارند که با آن کسی که آنها دوست دارندُ در ارتباط باشم یا ارتباطم را با آن کسی که آنها نمی خواهندُ قطع کنم! توقع دارند مثل آنها فکر کنم، رفتار کنم و حرف بزنم!

 

همکاران

طلب دارند سر موقع کارها را تحویل بدهم، آن هم تمام و کمال گرچه زمانی را که قرار بود کار را به من تحویل دهند را رعایت نکرده بودند. طلب دارند، بدون پرداخت دستمزد، کارهایشان تمام و کمال باشد و تحویل شود و بدون احتیاج به من کار کند! طلب دارند که مودب و با نزاکت باشم گرچه هرچه که از دهانشان بیرون می آمد به من گفته اند! طلب دارند با آنها بخندم، به گردش بروم، ساعات خصوصی خود را اختصاص دهم، گرچه بارها نوعیت تفریح من و شخصیت من را مسخره کرده اند!

 

همسایه ها

طلب دارند، سکوت را رعایت کنم گرچه صدای جیغ کودک، پرخاش مادرِ کودک و دویدن ها و داد زدن های بردار کودک، هر روز از ابتدای صبح تا آخر شب گوش نوازِ اتاق کوچک من است. توقع دارند نازک از تر از گل نشنوند گرچه لذت شنیدن توهین را به من تحمیل کرده اند. توقع دارند هر لحظه آماده انجام وظایفی باشم که از جانب آنها به من محول می شود، حتی اگر کمک کردن در چیدن وسایل خانه شان باشد!

 

حکومتمداران

طلب دارند دین/سیاست آنها را بپذیرم گرچه نقاط ضعف آن آنقدر زیاد است که جایی برای بیان نقاط قوت نگذاشته است. توقع دارند به دین/سیاست آنها احترام بگذارم گرچه من را نصف یک انسان کامل می دانند. طلب دارند به شعور آنها احترام بگذارم گرچه شعور من را به صورت پیش فرض، حداکثر نصف خود می دانند! توقع دارند دین/سیاست آنها را با کمال میل انجام دهم گرچه نیاز های اولیه من را هم به من نداده اند. طلب دارند در زندان زندگی کنم و دختر خوبی هم باشم!

 

آدم های توی خیابان

طلب دارند حتی اگر به ما تنه می زنند، از آنها عذرخواهی کنیم. طلب دارند همیشه لباسی بر تن داشته باشیم که آنها می پسندند. طلب دارند نوعی با آنها بر خورد کنم که دوست دارند، گرچه نوع رفتار من دور از ادب نیست. طلب دارند همیشه در احترام گذاشتن اول باشم. همیشه طلب دارند که راه را برایشان باز کنیم اگرچه بار سنگینی در دست ما باشد و آنها تنها در حال قدم زدن باشند!

 

 

از این به بعد رهای مهربان که به همه توجه می کرد و به همه ی کارها می رسید، تعطیل!

کرکره رو کشیدیم پایین آقا!

 

 

 


11 Apr 2008 | 19:0 | خط خطی شده ی رها |

 


 

 

راستی امسال هم عید شد ها!

 

 


5 Apr 2008 | 13:10 | خط خطی شده ی رها |

 

 
هنگامي كه مهربانانه به زمين نزول كردي و بوسه بر پيشاني ام زدي و از آغوشت بر زمين نهادي ام، قول دادي كه دردهايم را نخواهم فهميد، دردهايم را هيچ كسي نخواهد فهميد. اهل جهنم نمي فهمند و اهل بهشت نمي فهمند، خدا پرست نمي فهمد و شيطان پرست نمي فهمد.
وفا كردي كه جهنمي نيستم و قول ندادي كه بهشتي ام!
و وفا كردي كه رهنمونم باشي از آسمان
مقدسم كردي همانند خودت و شيطاني ام كردي مثل انسان
شدم پيامبر راستگوي، هرزه گوي دروغگو، خيالباف بي پيام و پيام آور روشنايي از دروازه جهنم.
و گفتي نهراسم از آنكه به من مي بندند چهره هاي حيواني و نه هراسم از اينكه مي بندند نماد هاي تحقير و غرور نكنم اگر بستند به من نماد هاي عظمت
هيچ كسي در نمي يابد كه آنچه من هستم چيست.
و من نه ستاره ي پنج پر ام و نه عدد حيوان و نه سر ديو و نه صليب بر عكس و شكسته و نه خيال ديگران

سلام
من رها هستم؛ شیطان مقدس



ویرانه ی من
نامه ی تو
چرندیات گذشته



4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006




داداش کوچولوی خودم رهام
مهدی
باربد
Soulmate
رامتين
سايه تاريكي
چنگیز
مرلین
تن روح
احسان
مسلم
مهرداد
شهره
آدم آهنی
مرتضی
آرین
حیران و شراره
قرنی از باران
آگر
eeyore





هاست - هاستینگ - ثبت دومین - بر روی سرورهای بسیار قدرتمند لینوکس و ویندوز