تبليغاتX
ACROMANIA
 

 

   
 

 

 

مثل جن ها بین همکلاسی هایم می نشینم
به کسی سلام نمی کنم؛ اخمو نیستم
حتی کسانی که برای مسخره بازی به همه
سلام می کنند هم جرات نمی کنند
سلام کنند! درست مثل جن
نشسته ام وسط جمعیت.
گاهی شانه هایم به شانه های دختری
یا پسری می ساید. نگاه نمی کنم
نگاهم سنگین نیست گاه گاهی هم
که نگاه می کنم. درست مثل جن ها!

 

 

 

 

 می دونی اگه بخوای با اطمینان یک فرشته رو زمین نشون بدی کیو می تونه نشون بدی؟ little swallow
یک بغل بزرگ برای آرین که چاهی شد برای حرفای بی معنی شبی که شیطتنت در ذهنم رسوخ کرده بود


18 Jun 2008 | 12:30 | خط خطی شده ی رها |

 


 

  

وقتی که شیطنت هایم شروع شد و در جانم نشست و سوال هایی از عجایب پرسیدم که چرا شیطان طرد شد، مگر شیطان مقدس نیست؟ و وقتی که بی شعورانه با خود اندیشیدم که شیطان و خدا در یک سو هستند، شیطان از خدا جدا نیست و شیطان بد نیست

دستم را گرفت!

تنم لرزید!

پشتم داغ شد.

گلویم خشک شد.

در آغوشم که گرفت

آتش را دیدم

سرم ترکید

رویم برگشت

خوابم پرید

لبخند که زد

ترس در وجودم رخنه کرد

 

تو با منی

آسان

بی دقدقه

بی فریب

به شعله هایت نگاه کن

به بالهای زیبایت

به گرمای دلنشینت

او می گفت

 

وقتی بی قداست به هرزگی پرداختم ... آمد

قوی

سنگین

راه فرارم را بست

 

ایمان آوردم که تو هنوز شیطانی

او می گفت

 

 

پ.ن: این یک شعر نیست حقیقت جاری است


4 Jun 2008 | 0:0 | خط خطی شده ی رها |

 


هیچی توی ذهنم نیست

حتی اول متن اینتر هم نمی زنم تا چند خط از ابتدای باکس متن فاصله بگیره!

فقط دلم می خواد آزاد بنویسم

از قبل هیچ چیز آماده نکردم! توی ورد مرتبش نکردم! غلط هایش نگرفتم! تصحیحش نکردم!

فقط دارم اینجا می نویسم و می دانم وای به حال کسی است که بخواهد چیزی از این بیرون بکشد! چون احتمالا با این کیبورد خراب من کلی به زحمت می افتد تا از وسط این همه غلط املایی بفهمد چی نوشته ام.

خب هیچ چیزی از قبل آماده نکردم و دارم چرند می نویسم و دلم هم می خواهد اینقدر به این چرند نوشتن ادامه بدهم تا هیچ کسی حوصله نکند تا آخرش را بخواند و بعد فحش بدهم به کسانی که کامنت گذاشتند و ادعا کردند که تا آخرش را خوانده اند!!! آن هم اینهمه حرف بی معنی را!

وقتی دستم را روی کیبور ول می کنم برای خودش راه می رود روی دکمه ها و من(!) توجه نمی کنم به اینکه اینها چی می نویسند حتی شاید کلمه های ممنوعه بنویسند. اصلا به من چه که چی می نویسند! بزار هر چی دلشان می خواهد بنویسند.

مثلا بنویسند که دوباره با دین درگیر شدم (شدم؟) یا بنویسد که این جمله ی قبل که نوشتم الکی بود و محض خالی نبودن عریضه گفتمش!

بزار بنویسند که دلم برای خدا تنگ شده! خیلی وقت است که ازش خبر نگرفته ام! گرچه خیلی وقت ها خودم را برایش لوس می کنم ولی مثل دخترهایی شدم که فقط برای پول گرفتن سراغ باباشان می روند و با هوارتا ناز و کرشمه پول را از باباهه به زور می گیرند! شدم مثل دختر فراری هایی که از خودشان فرار می کنند. شدم مثل آدم های افسرده که ساعت ها به تلویزیون خیره می مانند و اصلا فکر نمی کنند که چی دارند می بینند!

بزار همین چیزها را بنویسند دیگر!

حوصله تان سر رفت؟ نرفت؟؟ ای بابا مجبورم ادامه بدهم پس!!

یک روزهایی داستان می نوشتم توی یک دفتر خاکستری (قهوه ای کم رنگ بود تا جایی که یادم هست!!) داستان هایم نا خداگاه از جلوی چشمان رژه می روند و بعضی وقتها چقدر دوست دارم باز داستان هایم تکرار کنم! خل شده ام دیگر!!

کار دارم! درس دارم! زنگی بهم سخت می گیرد! پروژه هایم پیش نمی رود! از دست این اِرُورِ پرمیشن لینوکس کلافه شده ام! بابا چه اشکال دارد یک بار آسان بگیری؟ ما که از خودیم!! یک بار به ما اجازه بده فایلی را بدون پرمیشن بنویسیم! حالا چه فرقی می کند چه فایلی! مثلا فایل زندگی یک آدم را!!

یک هوارتا کامنتی هم بدهکارم به بلاگ اسپاتی ها که دوستشان دارم گرچه خیلی هاشان نمی دانند که "منی" هست و "منی" دوستشان دارد! یا اصلا نمی دانند "من" کدام یک از اطرافیانشان است که زیرزیرکانه و موزیانه اینجا رسوخ کرده و جا خش کرده و گه گاهی بهشان دلخوشی می دهد!

سلام من رها هستم!

دلم شیطنت بی قداست می خواهد باز! ولگردی شبانه و به قول بعضی ها ک‌س چرخ زدن و ک‌س شعر گفتن و ک‌س شنیدن و ک‌س خلی کردن!!!! یا ببخشید کی‌ر چرخ زدن و کی‌ر شعر گفتن و کی‌ر شنیدن و کی‌ر خلی کردن!

چه دختر بی ادبی! وای وای وای وای!!!

خجالت نمی کشی آخر؟ نه تو رو خدا خجالت نمی کشی؟ دهنت را باز کردی هرچی آت و آشغال ازش بیرون می آد تف می کنی اینجا؟؟

موآدی آداب باش دختر! موهایت را شانه کن! درست بشین! با دست غذا نخور! می میری توی خونه لباس بپوشی؟ نمی گی مرد نا محرم دیدت بزنه؟

هیچ جای دنیا را نگرفته ام

هر جایی را که گرفته ام مال این دنیا نیست! همه شان بالاتر از این دنیا است!

نه اینکه فکر کنین که مثلا حالا قرار است بغل دست زینب در بهشت لم بدهم ها! نخیر اگر آن جا وجود باشد مال من نیست مطمئنا!

منظورم دل دیگران است! که بهشت گونه جایم داده اند یا جهنم گونه!

یکی اگر پیدا نشود جلویم را بگیرد تا خود صبح به جای انجام کارهایم این طوری چرند می گویم!

اما خودش به نوعی خوب است چون آنوقت واقعا می توانم دهن اون هایی رو که گفتن متنم را تا آخر خوانده اند سرویس کنم!!


26 May 2008 | 9:34 | خط خطی شده ی رها |

 

 
هنگامي كه مهربانانه به زمين نزول كردي و بوسه بر پيشاني ام زدي و از آغوشت بر زمين نهادي ام، قول دادي كه دردهايم را نخواهم فهميد، دردهايم را هيچ كسي نخواهد فهميد. اهل جهنم نمي فهمند و اهل بهشت نمي فهمند، خدا پرست نمي فهمد و شيطان پرست نمي فهمد.
وفا كردي كه جهنمي نيستم و قول ندادي كه بهشتي ام!
و وفا كردي كه رهنمونم باشي از آسمان
مقدسم كردي همانند خودت و شيطاني ام كردي مثل انسان
شدم پيامبر راستگوي، هرزه گوي دروغگو، خيالباف بي پيام و پيام آور روشنايي از دروازه جهنم.
و گفتي نهراسم از آنكه به من مي بندند چهره هاي حيواني و نه هراسم از اينكه مي بندند نماد هاي تحقير و غرور نكنم اگر بستند به من نماد هاي عظمت
هيچ كسي در نمي يابد كه آنچه من هستم چيست.
و من نه ستاره ي پنج پر ام و نه عدد حيوان و نه سر ديو و نه صليب بر عكس و شكسته و نه خيال ديگران

سلام
من رها هستم؛ شیطان مقدس



ویرانه ی من
نامه ی تو
چرندیات گذشته



4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006




داداش کوچولوی خودم رهام
مهدی
باربد
Soulmate
رامتين
سايه تاريكي
چنگیز
مرلین
تن روح
احسان
مسلم
مهرداد
شهره
آدم آهنی
مرتضی
آرین
حیران و شراره
قرنی از باران
آگر
eeyore





هاست - هاستینگ - ثبت دومین - بر روی سرورهای بسیار قدرتمند لینوکس و ویندوز